واسه شبای بغض ابر ترانه هام رنگ نداره
تموم شعرای ترم به خدا آهنگ نداره
دیگه واسه شکستن شیشه همه
خورجین دلتنگی های شعرام دیگه سنگ نداره
من یه نفر یکتنه باس هزارتا من رو بشکنم
دیگه من حقیقیم حوصله جنگ نداره
مترسک تو آینه یه سد واسه کلاغا بود
بود و حالا پیش اونا حناش دیگه رنگ نداره
صبوری و تحمل هم اندازه داره نازنین
با اسب عمرمون می ریم و می دونیم خنگ نداره
رسیدن آخر جاده مثل صبح شب بغض
طاقت طی طریقو این پاهای لنگ نداره
چیزی نمونده تو گلوم به جز یه بغض نیمه جون
با صدایی که مثل اون روزا دیگه رنگ نداره |